شبکه اجتماعی وی میت - به شبکه اجتماعی وی میت خوش آمدید

به شبکه اجتماعی وی میت خوش آمدید

[وی میت یعنی یکدیگر را ملاقات کنیم]
لطفا از مرورگر موزیلا و یا کروم استفاده نمایید
(اینترنت اکسپلورر قادر به نمایش کامل سایت نیست)
شبکه اجتماعی وی میت یک شبکه اجتماعی قدرتمند مبتنی بر وب است که از محبوبیت و صمیمیت متفاوت و خاصی بهره میبرد که در کمتر اجتماع مجازی دیگری یافت میشود.

هم‌اکنون به ما بپیوندید!
firouz
firouz
میخاستم در کشور خودم افتخاری باشم اما...:آه
دیدگاه · 1 ساعت و 24 دقیقه قبل توسط Mobile ·
morteza
morteza
miriam دلم ز دست زمین و زمان به تنگ آمد
مرا ببر به زمین و زمان دیگر...
دیدگاه · 1393/05/28 - 21:58 در Siolus ·
miriam
miriam
عشق را
ای کاش زبان سخن بود
miriam
miriam
تو در نماز عشق چه خواندی ؟!
که سال هاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
دیدگاه · 1393/05/28 - 21:29 در harfe dell ·
1
miriam
miriam
کلمات ام را
در جوی سحر می شویم
لحظه های ام را
در روشنی باران ها
تا برای تو شعری بسُرایم روشن
تا که بی دغدغه
بی ابهام
سخنان ام را
در حضور باد
-- این سالک دشت و هامون --
با تو بی پرده بگویم
که تو را
دوست می دارم تا مرز جنون
دیدگاه · 1393/05/28 - 21:26 در باران ·
1
miriam
miriam
شکستن ساقه ی عشق
قانون طوفان بی مهری هاست
نازنین ام
تو نسیم مهربانی باش
نوازش کن تن زخمی عشق را
باران محبت باش و بشوی
هر انچه زخم ِتنهایی ست
از تن عشق


...دلنوشت...
miriam
nm (72).jpg miriam
کوچه وقتی دیدن داشت
که حس امدن ات
جان بی رمق ام را
تا پای پنجره می کشید
پنجره هم کور شد
از بس نیامدی


...دلنوشت...
miriam
6q.JPG miriam
پسِ پشت ِ هر پنجره
نقش تو
پیداست
morteza
0.563463001318488052_parsnaz_ir.jpg morteza
بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!

بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود!

بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست...

بزرگ شديم...
به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود!
و پشت هر قدرت پدر يك بيماری نهفته...

بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست...

و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی!!!

بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند!
و يا هم اكنون رفته اند...

خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبيه اش عشق...

خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست!

عجيب دنيايی ست
و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر


معذرت ميخواهم فيثاغورس!
پدر سخت ترين معادلات است!

معذرت ميخواهم نيوتن!
راز جاذبه، مادر است!

معذرت ميخواهم أديسون!
اولين چراغهای زندگی ما، پدرو مادر هستند...
soogand
soogand
خـــــــــــــدایا ...
خواستم بگویم تنهایم...

ام نگاهــت...لبخـــندت...

مرا شرمگین کرد...

چه کسی بهتر از تـــــــــو:x
soogand
ncnfzdpet83gqazffee.jpg soogand
دلـم گرفتــه اسـت یــا دلـگیــرم یـا شایـد هـم دلـم گیـر اسـت
نمــی دانــم …
اصـلاً هیــچ وقـت فــرق بیــن اینــها را نفهـمیــدم
فقـط مـی دانـم دلـم یـک جـوری مـی شـود
جــوری کـه مثــل همیــشـه نیــسـت
دلـم کـه اینـطــور مـی شـود ، غصـه هـای خــودم کـه هـیچ ،
غصـه ی همــه ی دنیــا مـی شـود غصـه ی مـن
بعــد دلــم بـدجــور غروب زده میشود...!
morteza
morteza
فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى (34) يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى (35) وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى (36) فَأَمَّا مَن طَغَى (37) وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (38) فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى (39) وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى (41) يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا (42) فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا (43) إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا (44) إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا (45) كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا (46)
ترجمه:
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺒﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻛﺲ ﻛﺸﺖ
ﮔﻨﺪﻡ ﺩﺭﻭﻱ ﺟﻮ ﻧﻜﻨﻲ ﺩﺷﺖ
ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺧﻮﺵ اﺳﺖ اﻳﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ
ﺟﺎﻳﺶ ﺑﺸﻮﺩ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﺫﺭ
ﺁﻧﻜﺲ ﻛﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﻪ ﺩاﺷﺖ
و اﺯ ﺧﺸﻢ ﺧﺪا ﺑﻴﻢ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩاﺷﺖ
اﻭ ﺩﺭ ﻣﻠﻜﻮﺕ ﺟﺎﺵ ﺑﻬﺸﺖ اﺳﺖ
و ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭﻭﺩ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻛﺸﺘﺴﺖ
ﻛﻲ ﻣﻴﺮﺳﺪ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺳﻮاﻝ اﺳﺖ
اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺟﺎﻱ ﻗﺎﻝ اﺳﺖ
اﻳﻦ ﻋﻠﻢ ﺗﻮ ﺭا و ﻛﺲ ﻧﻪ ﺧﻮاﻧﺎﺳﺖ
اﻟﻠﻪ ﻓﻘﻄ ﺑﻪ ﻗﺼﻪ ﺩاﻧﺎﺳﺖ
ﺗﻮ ﺁﻣﺪﻩ اي ﺑﻬﺮ ﻧﺪا ﭘﻴﺶ
اﻳﻦ ﻋﻤﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺒﻲ ﺑﻴﺶ
Galiver
Galiver
بهترین کارو تو دعوا راسو میکنه !


خودشو درگیر بحث نمی کنه !
میچسه میره {-18-}
دیدگاه · 1393/05/27 - 19:23 ·
1
Galiver
untitled.JPG Galiver
:|
دیدگاه · 1393/05/27 - 19:20 ·
1
Galiver
Galiver
اینایی که میگن حاضرم تمام زندگیمو بدم تا برگردم به دوران درس و مدرسه ...
اینا همون دیوثایی هستن که خودشونو میزدن به مریضی که نرن مدرسه
دیدگاه · 1393/05/27 - 19:08 ·
1
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
نام کاربری: رمز عبور:

کاربران فعال

نسخه‌ی موبایل ببینید » http://www.wemeet.ir/m

آخرین آنلاین‌ها

گروه‌های فعال

برچسب ها


شبکه اجتماعی وی میت ·